X
تبلیغات
مغناطیس

مغناطیس

اندیشه های خود را شکل ببخشید...

مردی در کنار جاده، دکه ای درست کرد و در آن ساندویچ می فروخت.
چون گوشش سنگین بود، رادیو نداشت، چشمش هم ضعیف بود، بنابراین روزنامه هم نمی خواند.
او تابلویی بالای سر خود گذاشته بود و محاسن ساندویچ های خود را شرح داده بود.
خودش هم کنار دکه اش می ایستاد و مردم را به خریدن ساندویچ تشویق می کرد و مردم هم می خریدند.

کارش بالا گرفت لذا او ابزار کارش را زیادتر کرد.
وقتی پسرش از مدرسه نزد او آمد ... به کمک او پرداخت.
سپس کم کم وضع عوض شد.
پسرش گفت: پدر جان، مگر به اخبار رادیو گوش نداده ای؟ اگر وضع پولی کشور به همین منوال ادامه پیدا کند کار همه خراب خواهد شد و شاید یک کسادی عمومی به وجود بیاد.
باید خودت را برای این کسادی آماده کنی.

پدر با خود فکر کرد هر چه باشد پسرش به مدرسه رفته به اخبار رادیو گوش می دهد و روزنامه هم می خواند پس حتماً آنچه می گوید صحیح است.
بنابراین کمتر از گذشته نان و گوشت سفارش داده و تابلوی خود را هم پایین آورد و دیگر در کنار دکه خود نمی ایستاد و مردم را به خرید ساندویچ دعوت نمی کرد.
فروش او ناگهان شدیداً کاهش یافت.
او سپس رو به فرزند خود کرد و گفت: پسرجان حق با توست.
کسادی عمومی شروع شده است.

نکته : اندیشه های خود را شکل ببخشید در غیر اینصورت دیگران اندیشه های شما را شکل می دهند.
+ نوشته شده در ۲۷/۵/۱۳۹۰ساعت ۰۱:۲۱ توسط توحید دل آرام دسته : نظر(16)

فرصت سوزی...

پسر كوچكی، روزی هنگام راه رفتن در خیابان، سكه ای یك سنتی پیدا كرد. او از پیدا كردن این پول ، آن هم بدون هیچ زحمتی، خیلی ذوق زده شد. این تجربه باعث شد كه او بقیه روزها هم با چشمان باز سرش را به سمت پایین بگیرد و در جستجوی سكه های بیشتر باشد.  او در مدت زندگیش، ۲۹۶ سكه ۱ سنتی، ۴۸ سكه ۵ سنتی، ۱۹ سكه ۱۰ سنتی، ۱۶ سكه ۲۵ سنتی، ۲ سكه نیم دلاری و یك اسكناس مچاله شده یك دلاری پیدا كرد.یعنی در مجموع ۱۳ دلار و ۲۶ سنت. در برابر به دست آوردن این ۱۳ دلار و ۲۶ سنت، او زیبایی دل انگیز ۳۱۳۶۹ طلوع خورشید ، درخشش ۱۵۷ رنگین كمان و منظره درختان افرا در سرمای پاییز را از دست داد . او هیچ گاه حركت ابرهای سفید را بر فراز آسمان ها در حالی كه از شكلی به شكلی دیگر در می آمدند، ندید . پرندگان در حال پرواز، در خشش خورشید و لبخند هزاران رهگذر، هرگز جزئی از خاطرات او نشد...
+ نوشته شده در ۲۶/۵/۱۳۹۰ساعت ۰۲:۱۴ توسط توحید دل آرام دسته : نظر(4)

کشاورز

پیرمردی تنها در یکی از روستاهای آمریکا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش بود که می توانست به او کمک کند که او هم در زندان بود . پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد : "پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم . من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد . من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی. دوستدار تو پدر". طولی نکشید که پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد: "پدر، به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن، من آنجا اسلحه پنهان کرده ام". ساعت 4 صبح فردا 12 مأمور اف.بی.آی و افسران پلیس محلی در مزرعه پدر حاضر شدند و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند . پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند؟ پسرش پاسخ داد : "پدر! برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که می توانستم از زندان برایت انجام بدهم". نکته: در دنیا هیچ بن بستی نیست. یا راهی‌ خواهیم یافت و یا راهی‌ خواهیم ساخت.
+ نوشته شده در ۲۶/۵/۱۳۹۰ساعت ۰۱:۵۵ توسط توحید دل آرام دسته : نظر(0)

دوست داشتن در مقابل استفاده کردن

زمانیكه مردی در حال پولیش كردن اتوموبیل جدیدش بود كودك 4 ساله اش تكه سنگی را برداشت و بر روی بدنه اتومبیل خطوطی را انداخت. مرد آنچنان عصبانی شد كه دست پسرش را در دست گرفت و چند بار محكم پشت دست او زد بدون انكه به دلیل خشم متوجه شده باشد كه با آچار پسرش را تنبیه نموده. در بیمارستان به سبب شكستگی های فراوان چهار انشگت دست پسر قطع شد وقتی كه پسر چشمان اندوهناك پدرش را دید از او پرسید "پدر كی انگشتهای من در خواهند آمد" آن مرد آنقدر مغموم بود كه هچی نتوانست بگوید به سمت اتوبیل برگشت وچندین باربا لگدبه آن زد . حیران و سرگردان از عمل خویش روبروی اتومبیل نشسته بود و به خطوطی كه پسرش روی آن انداخته بود نگاه می كرد . او نوشته بود " دوستت دارم پدر" روز بعد آن مرد خودكشی كرد . خشم و عشق حد و مرزی ندارند دومی ( عشق) را انتخاب كنید تا زندگی دوست داشتنی داشته باشید و این را به یاد داشته باشیدكه: اشیاء برای استفاد شدن و انسانها برای دوست داشتن می باشند . در حالیك امروزه از انسانها استفاده می شود و اشیاء دوست داشته می شوند. همواره در ذهن داشته باشید كه: اشیاء برای استفاد شدن و انسانها برای دوست داشتن می باشند . مراقب افكارتان باشید كه تبدیل به گفتارتان میشوند. مراقب گفتارتان باشید كه تبدیل به رفتار تان می شود. مراقب رفتار تان باشیدكه تبدیل به عادت می شود. مراقب عادات خود باشیدشخصیت شما می شود. مراقب شخصیت خود باشیدكه سرنوشت شما می شود.
+ نوشته شده در ۲۲/۵/۱۳۹۰ساعت ۰۵:۱۷ توسط توحید دل آرام دسته : نظر(3)

تست هوش

   در اين سري ،عدد بعدي كدام است؟ 28 و 20 و 12و4   1
40    36    34     32   
دوچرخه براي سوار شدن ساخته شده است ، همانطور كه اتومبيل براي 2
خريدن   راندن   پرواز كردن    شستن   
شوراب براي گرفتن نمك است، همانطور كه مشت براي  3
آب  ضربه زدن  گرفتن  شكر  حسن است  
المثني يعني   4
پلاستيك فرانسه معماري كپي   
در اين سري كدام عدد به دنبال مي آيد؟  13و 8 و 4 و1  5
19 18 17 16   
كدام كلمه ربطي به بقيه ندارد؟   6
زحل مريخ پوپك پلوتن 
در اين سري عدد بعدي كدام است ؟   32و  16و8 و4 و 2  7
64 40 48 33   
 A,D,G,J    در اين سري حرف بعدي كدام است ؟ 8
K L M N   
Q,P,O,N,X,M  كدام حرف به سري حروف روبرو بستگي ندارد؟ 9
P O N X   
در سري روبرو عدد بعدي كدام است ؟  2,5,11,23 10
53 47 41 24   
و3 w  و 13و xو 6و yو10 و  z  در سري روبرو عضو بعدي كدام است؟  11
7 u 16 9
يك قايق هميشه 12
ماهي دارد شناور است وزن دارد آلومينيم دارد   
كدام عدد به سري روبرو ندارد؟ 101و4و17و51و 1  13
101 51 17  
 آ10 مرد، 3 خانه را در 60 روز رنگ ميكنند، بنابر اين 5 مرد، 150 خانه را در چند روز رنگ مي كنند؟ 14
120 روز 60 روز 30 روز 15 روز   
كدام عدد در دنباله سري روبرو مي آيد؟  3,7,9,8,27,5  15
81 54 19 4   
اگر همه اسبها زين داشته باشند، بنابراين اسبها پير 16
زين ندارند زين هاي بزرگي دارند زين دارند زين هاي كهنه دارند  
كدام كلمه ربطي به بقيه ندارد؟  17
كسل كننده خسته خسته كننده ملال آور   
رابطه  با  مانند رابطه[  با   18
[  >  )  }
 كلمات زير مي توانند يك جمله بسازند ، آيا جمله درست است يا نادرست؟ است -شير- سرد- هميشه 19
درست نادرست   
كلمات زير مي توانند يك جمله بسازند ، آيا جمله درست است يا نادرست؟ هيچ -وقت -نمي خوابند -بزرگ سگهاي - 20
درست نادرست
 يك مرد در 6 دقيقه چقدر مي تواند بدود ؟ اگر با يك سوم سرعت اتومبيلي كه با سرعت 30 مايل در ساعت ميرود،بدود 21
60 3 1.67 1  
يكي از سريهاي زير وارونه سري ديگر است بجز در مورد يك حرف عضو سري، آن حرف كدام است؟ A,C,B   A,B,C  22
A B C   
اگر در يك ماه ، دوشنبه روز بيست و يكم باشد، روز اول ماه چه روزي است؟   23
شنبه يكشنبه دوشنبه سه شنبه چهار شنبه 5 شنبه جمعه   
كدام كلمه با كلمات ديگر ربطي ندارد؟  24
موز پلاستيك زرد بزرگ   
اگر دو نقطه خط را تعريف كنند، سه نقطه 25
يك كلمه را تعريف مي كنند يك صفحه را تعريف مي كنند يك ماشين را تعريف مي كنند يك درياچه را تعريف مي كنند
اگر ماهي ها مي توانند راه بروند ، پس قزل آلا مي تواند  26
قدم بزند برقصد پرواز كند آواز بخواند   
يك استدلال غلط 27
نادرست است لازم است معتبر است آشوبگر است   
1,A,6,B,4,C,9,D در دنباله اين سري كدام مي آيد؟ 28
7 5 E 10  
از نظر معنائي " شتاب كردن" با كدام كلمه شباهت دارد؟  29
كار حفاري كردن مانع شدن كمك كردن   
 بيست درصد 25%، 20 كدام است؟  30
5 4 1/41   
حيوانات هميشه   31
بدن دارند غذا دارند بچه دارند مو دارند  
 خيابانها هميشه   32
پايانه گاز دارند تير چراغ برق دارند عرض دارند خط دارند   
مختصر و مفيد" از نظر معنائي شبيه كدام است؟  33
موش فشار بلند كوتاه  
گاو براي گوزن در حكم ماديان براي 34
موتور سيكلت است توله سگ است آهو است اسب است   
راديو ها هميشه   35
شكل و شمايل دارند دسته دارند چراغ دارند موسيقي پخش ميكنند  
چند عدد بين 100 و 300 با 2 شروع مي شوند و يا با 2 خاتمه پيدا مي كنند؟  36
120 110 100 40 20   
آقاي ثميني خيلي واضح و قاطع سخنراني مي كند، در عين حال تذكرات ايشان امروز بطور مبهمي 37
چاپلوسانه بود تاروتيره بود سطحي و سرسري بود واضح و روشن بود شادوشنگول بود   
 سهم عباس دو برابر سهم هر كدام از شريكهايش است، سه تا شريك ديگر سهم مساوي مي برند،چند درصد كل سود سهم عباس است؟ 38
66.67% 50% 40% 25%   
اگر هيچ سگي نتواند پرواز كند، اما بعضي سگها بتواند آواز بخوانند پس 39
بعضي سگها پرواز مي كنند سگها پرواز نمي كنند همه سگها نمي توانند آواز بخوانند 
اگر همه ماشينها سبز هستند پس 40
تويوتا ها سياه هستند ماشينهاي كوچك سبز هستند وانت ها سبز نيستند اتوبوسها سبز هستند   
 كدام عدد به آن اندازه از 10 بزرگتر است كه كوچكتر است از نصف آنچه 10 از 50 كمتر است؟  41
30 25 20 15   
مجموع دو عدد 80 است ، اگر يكي 5 واحد از ديگري بزرگتر باشد، عدد بزرگتر كدام است؟  42
80 45.5 42.5 40   
نقش والدين نسبت به فرزندانشان در سالهاي اخير تغيير يافته است بطوريكه كمتر شده ، اما هنوز روانپزشكان كودك اعتقاد دارند كه نقش اساسي والدين بطور ذاتي   43
تغيير نكرده است بي ارزش است حمايت و مراقبت است تغييير كرده است   
-كلمات زير مي توانند طوري چيده شوند كه يك جمله بسازند،جمله درست است يا نادرست؟ باران -در هيچوقت- تهران -نمي بارد    44
درست نادرست   
در يك اتوبان دو اتومبيل از يك نقطه واحد در جهت مخالف هم ، هم زمان به راه مي افتد هر اتومبيل 3 مايل راه مي پيماند ، سپس به سمت چپ پيچيده و 4 مايل راه مي رود اتومبيلها چقدر با هم فاصله دارند؟  45
14 10 7 6 5  
جانور شناسي براي شناخت ميمون است ، همانطور كه گياهشناسي براي شناخت   46
شيشه است رز است موش است دانشجو است   
ايتاليا براي اروپا است، همانطور كه ژاپن براي   47
آسيا است چين است ژاپني ها است ايتاليايي هاست 
كدام به گروه زير متعلق نيست ؟  48
لوت گيلان سمنان لرستان  
نسبت ماه به زمين ، مانند نسبت زمين است به   49
فضا ونوس خورشيد ماه واره ها   
ا186000 مايل بر ثانيه يعني 50
سرعت نور سرعت موزها قانوني كه با آن زندگي مي كنيم خيلي عجيب است  
 
+ نوشته شده در ۲۳/۴/۱۳۹۰ساعت ۰۲:۰۹ توسط توحید دل آرام دسته : نظر(14)

عوض کنم

باید که شیوه سخنم را عوض کنم    شدشد اگرنشد دهنم را عوض کنم

 

گاهی برای خواندن یک شعر  لازم است روزی سه بار انجمنم راعوض کنم

 

از هر سه انجمن که دران شعرخوانده ام انگه مسیر امدنم را عوض کنم

 

درراه اگربه خانه یک دوست سرزدم  این بار شکل درزدنم را عوض کنم

 

وقتی چمن رسیده به اینجای شعرمن   باید که قیچی چمنم راعوض کنم

 

پیراهنی به غیر غزل نیست دربرم     گفتی که جامه کهنم راعوض کنم

   

دستی به جام باده ودستی به زلف یار    پس من چگونه پیرهنم را عوض کنم

 

شعرم اگر به ذوق توبایدعوض شود    باید تمام ان چه منم را عوض کنم

 

دیگر زمانه شاهد ابیات زیر نیست      وقتی که شیوه کهنم را عوض کنم

 

مرگا به من که با پر طاووس عالمی   یک موی گربه وطنم راعوض کنم

 

وقتی چراغ مه شکنم را شکستند        باید چراغ مه شکنم راعوض کنم

عمری به راه نوبت ماشین نشسته ام        امروز میروم لگنم را عوض کنم

 

تاشاید اتفاق نیفتد ازاین به بعد           روزی هزار بار تنم را عوض کنم

 

با من برادران زنم خوب نیستم           باید برادران زنم را عوض کنم

 

دارد قطار عمر کجا می برد مرا      یارب عنایتی ترنم را عوض کنم


+ نوشته شده در ۲۰/۴/۱۳۹۰ساعت ۰۱:۳۸ توسط توحید دل آرام دسته : نظر(5)

به ریش دنیا بخندید

اول اینکه از استرسهایتان حرف بزنید:

یک آدم صبور و دهن‌قرص، گیر بیاورید و کل بدبختی‌ها و جفتک هایی که از "الاغ زندگی" خورده‌اید را با او تقسیم کنید…

بازگو کردن مشکلات، وزن آنها را کم میکند…

علاوه بر آن معمولا وقتی سفره دلتان را جلو کسی باز می‌کنید، او هم سفره خودش را برایتان باز میکند و یحتمل می فهمید که شما در این دنیا،

تنها آدم کتک خورده نیستید...

و این یعنی آرامش..

 

دوم اینکه فقط به زمان حال فکر کنید:

گذشته‌تان و آینده‌تان را خیلی جدی نگیرید…

اصلا پاپیچ خرابکاریها و کوتاهی‌هایی که در گذشته در حق خودتان کرده‌اید، نشوید.

همه همینطور بوده‌اند و انگشت فرو کردن در زخمهای قدیمی، هیچ فایده‌ای جز چرکی شدن آنها ندارد.

ترس از حوادث و رخدادهای احتمالی، حماقت محض است..

فکر هر چیزی، از خود آن چیز معمولا سخت‌تر و دردناک‌تر است…

 

سوم اینکه به خودتان استراحت بدهید:

حالا می‌گویم استراحت، یکهو فکرتان نرود به سمت یک ماه عشق و حال وسط سواحل هاوایی…!

وسط همه گرفتاریها واسترسها و بدبختی‌هاتون...!!!

آدم میتواند خیلی راحت به خود، مرخصی چند ساعته بدهد…

کمی تنهایی، کمی بچگی کردن، کمی خریت یا هر چیز نامتعارفی که شاید دوست داشته باشید….

که کمی از دنیای واقعی دورتان کند و خستگی را بگیرد…

مثل نهنگ‌ها که هر از چندگاهی به بالای آب می‌آیند و نفسی تازه می‌کنند و دوباره به زیر آب برمی‌گردند…

 

چهارم اینکه تن‌‌تان را بجنبانید:

ورزش قاتل استرس است...

لزومی هم ندارد که وقتی می‌گوییم ورزش، خودتان را موظف کنید روزی هزار بار وزنه یک تنی بزنید و به اندازه گوریل بازو دربیاورید…!!!

 تحرک منظم وخفیف در روز داشته باشید، کلی موثر است…

از من به شما نصیحت…!

 

پنجم اینکه واقع‌بین باشید:

ما ملت شریف، بیشتر استرسمان بابت چیزهایی است که کنترلی روی آنها نداریم…

داستان، مثل آمپول زدن میماند…و حالا اگر عضله را  سفت کنی، هیچ خاصیتی ندارد الا اینکه درد آمپول بیشتر می‌شود…!!

گاهی مواقع باید واقع‌بین بود و عضله‌ها را شل کرد که دردش کمتر شود…

ششم اینکه زندگی‌تان، میدان و مسابقه اسب‌دوانی نیست:

خودتان را دائم با دیگران مقایسه نکنید… مقایسه کردن و"رقابت‌پیشگی"، استرس‌زا است…

اینکه فلانی فوق‌لیسانس دارد و من ندارم و فلان شخص لامبورگینی دارد و من ندارم و یکی فلان دارد و من ندارم،

شما را دقیقا می‌کند همان اسب مسابقه که همه عمرش را بابت هویج ِ سر چوب، دویده وبه هیچ کجا هم نرسیده…

هیچ دونفری لزوما نباید مثل هم باشند…

خودتان باشید…

 

هفتم اینکه از مواجهه با عوامل "ترس‌زا" هراس نداشته باشید:

مثال ساده آن، دندان‌پزشک است…

وقتی دندان خراب دارید، یک کله پیش دکتر بروید و درستش کنید… نه اینکه  بترسید و یک عمر را از ترس دندان‌پزشک، بادرد آن بسازید و همه لقمه‌هایتان را با یکطرفتان بجوید…!!

نیم ساعت جنگیدن با درد، بهتر از یک عمر زندگی با ترس ِ درد است…

ترس، استرس می زاید...

 

هشتم اینکه خوب بخورید و بخوابید !!

آدمی که درست نخوابد و نخورد، مغزش درست کارنمی‌کند…

مغز علیل هم، عادت دارد همه چیز را سخت و مهلک نشان دهد…

آدم وقتی گرسنه و خسته است، یک وزنه یک کیلویی را هم نمی‌تواند بلند کند، چه برسد به یک فکر چند کیلویی…!!

 

نهم اینکه بخندید:

همه مشکل دارند…

من دارم، شما هم دارید… همه بدبختی داریم، گرفتاری داریم و این موضوع تابع محل جغرافیایی آدمها هم نیست

یاد بگیرید بخندید… به ریش دنیا و مشکلات بخندید…

به بدبختی‌ها بخندید… به من که یه ساعت صرف نوشتن این موضوع کردم، بخندید…

به خودتان بخندید…

دو بار اولش سخت است، اما کم کم عادت میکنید و می‌بینید که رابطه خنده و گرفتاری، مثل رابطه خیار است و سوختگی پوست…
درمانش نمی‌کند اما دردش را کم میکند.


+ نوشته شده در ۱۱/۴/۱۳۹۰ساعت ۰۲:۵۶ توسط توحید دل آرام دسته : نظر(12)

دکتر شریعتی

اگر غرور نبود
چشم هایمان به جای لب هایمان سخن نمی گفتند
و ما کلام محبت را در میان نگاه های گهگاهمان
جستجو نمی کردیم

اگر دیوار نبود نزدیک تر بودیم
با اولین خمیازه به خواب می رفتیم
و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان حبس نمی کردیم

اگر خواب حقیقت داشت
همیشه خواب بودیم
هیچ رنجی بدون گنج نبود…
ولی گنج ها شاید
بدون رنج بودند

اگر همه ثروت داشتند
دل ها سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند
و یک نفر در کنار خیابان خواب گندم نمی دید
تا دیگران از سر جوانمردی
بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند
اما بی گمان صفا و سادگی می مرد…

اگر همه ثروت داشتند
اگر مرگ نبود
همه کافر بودند
و زندگی بی ارزش ترین کالا یود

جملات زیبای دکتر شریعتی

ترس نبود، زیبایی نبود و خوبی هم شاید

اگر عشق نبود
به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟
کدام لحظه ی نایاب را اندیشه می کردیم؟
و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری بی گمان پیش از اینها مرده بودیم…

اگر عشق نبود
اگر کینه نبود
قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند

اگر خداوند
یک روز آرزوی انسان را برآورده می کرد
من بی گمان
دوباره دیدن تو را آرزو می کردم و تو نیز
هرگز ندیدن مرا
آن گاه نمی دانم
به راستی خداوند کدام یک را می پذیرفت
+ نوشته شده در ۱۱/۴/۱۳۹۰ساعت ۰۲:۳۲ توسط توحید دل آرام دسته : نظر(1)

چهره یک انقلابی _ارنستو چه گوارا ( Ernesto CheGuevara ):

متولد 14 ژوئن ١٩٢٨در شهر روساریو در آرژانتین.او در یک خانواده بافرهنگ و تحصیل کرده با دیدگاه های چپ رشد یافت.پدرش ایرلندی و مادرش اسپانیایی بود.او مبتلا به بیماری آسم بود به همین دلیل دوران کودکی خود را در خانه گذراند و مادرش او را تعلیم داد.او به مطالعه علاقه ی زیادی داشت و مطالعه را با کتابهای شعر آعاز کرد . در نوجوانی آثار کلاسیک کودکان , از ژول ورن و جک لندن گرفته تا اراسیو کیروگا را می خواند. چه در کنار خانواده ( از سمت چپ اولین نفر ) بعدها خانواده ی چه او را به مدرسه ی لیبرال دین فونس ( Deanfunes ) فرستادند. در شهر کوردوبا دوستی های صمیمانه ای برقرار کرد , دوستی هایی که تا آخر عمرش ادامه پیدا کرد.تقریبا در همین زمان با دو دوستش توماس و آلبرتو گراندو آشنا شد.گراندو او را به ورزش راگبی دعوت کرد , اگر ورزشی برای ارنستو ممنوع محسوب می شد همین ورزش بود.باید گفت که ارنستو با وجود بیماری آسم زندگی پرتحرکی داشته. ارنستو در فوریه ی 1946 هم زمان با ریاست جمهوری خوآن پرون برای خدمت سربازی احضار شد اما او درخواست کرد که این امر به تعویق بیافتد.با احضار دوباره ی چه به سربازی , او قبل از تست پزشکی به مدت طولانی در آب سرد شنا کرد و اینگونه به لطف حمله ی آسم از سربازی معاف شد.با توجه به این سابقه طنز آمیز است که او از سال 1955 تا پایان عمرش سرباز بود .با شغلی که به صورت یک چریک آعاز و به صورت یک سرگرد به پایان رسید. وفتی چه دوران دبیرستان را تمام کرد به تحصیل در رشته ی پزشکی در دانشگاه بوئنوس آیرس پرداخت. چه در این زمان در یک سفر به تنهایی 4,500 کیلومتر را با دوچرخه ای که خود بر روی آن یک موتور کوچک نسب کرده بود طی کرد .وی یک ترم مانده به پایان تحصیلاتش تصمیم گرفت سفر دوم خود را آغاز کند و با دوستش آلبرتو گرانادو با موتور سیکلت به آمریکای جنوبی سفر کنند.در اکتبر 1950 با زنی معروف به چیچینا , زنی ار طبقه ی اشراف آشنا شد.اما آن دو اواخر دسامبر عازم شیلی شدند و آنچه ارنستو به چیچینا داد آخرین بوسه و سگی به نام کام بک بود.آنها در یک بیوک رسما از یکدیگر خداحافظی کردند. کلک مامبو_تانگو هدیه ی جذامیان ارنستو در سفرش با انسان های مختلفی رو به رو شده و مکانهای گوناگونی را دید و با معدن چی ها برخورد کرد در واقع همین جا بود که او معنای فقر را درک کرد.دبه طور کل،این سفر ها او را به کشورهای: آرژانتین،کلمبیا،شیلی،پرو،اکوادور،ونزوئلا،پاناما و همچنین میامی(قبل از بازگشت به خانه) برد. در آخر آن دو به کلنی جذامیان سن پائلو ( Sanpablo ) رسیدند. جذامیان برای آن دو کلکی ساخته و اسم آنرا مامبو_تانگو ( به علت رقص او در مهمانی شب تولدش )گذاشتند.در پایان سفر آن دو در ونزوئلا از یکدیگر جدا شدند و آلبرتو در کلنی جذامیان مشغول به کار شد.ارنستو نیز بعد از بازگشت تحصیلات خود را در رشته ی پزشکی به پایان رساند او اعتقادی به وجود مرز در آمریکای لاتین نداشت،او معتقد بود که باید آمریکای لاتین به صورت یک ملت یکپارچه درآید و این عقیده بعدها باعث مبارزات استقلال طلبانه ی وی شد و ..........
+ نوشته شده در ۵/۴/۱۳۹۰ساعت ۰۱:۴۷ توسط توحید دل آرام دسته : نظر(11)

فقرچیست!!

ميخواهم بگويم فقر همه جا سر ميكشد فقر، گرسنگي نيست، عرياني هم نيست فقر، چيزي را "نداشتن" است، ولي آن چيز پول نيست ... طلا و غذا نيست فقر، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند فقر، تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند فقر، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند فقر، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود فقر، همه جا سر ميكشد فقر، شب را " بي غذا " سر كردن نيست فقر، روز را " بي انديشه" سر كردن است
+ نوشته شده در ۳/۴/۱۳۹۰ساعت ۰۱:۵۹ توسط توحید دل آرام دسته : نظر(4)

طبق این قاعده اسم خودتون رو به ژاپنی پیدا کنید

A-ka           B-tu         C-mi        D-te        E-ku


F-lu              G-ji         H-ri        I-ki        J-zu


U-do       V-ru        W-mei       X-na       Y-fu      Z-zi

 


P-no             Q-ke         R-shi        S-ari        T-s

K-me        L-ta         M-rin        N-to        O-mo
+ نوشته شده در ۲/۴/۱۳۹۰ساعت ۰۵:۲۶ توسط توحید دل آرام دسته : نظر(6)

حیرت انگیز ترین معماری دنیا


The Eiffel Tower in Paris
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

Blue-domed Church in Santorini
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


St Basil Cathedral in Moscow
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


The Statue of Liberty in New York
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Machu Picchu in Peru
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


The Taj Mahal in Agra ( India )
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


The Eiffel Tower in Paris
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


The Great Sphynx at Giza
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


The Chinese Wall in China
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Uluru in the Northern Territory
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Windmills at Kinderdijk ( Holland )
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Agia Sofia Mosque in the Greek Island of Limnos
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Acropolis of Athens
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Mount Fuji in Japan
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Stonehenge in the English county of Wiltshire
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Big Ben in London
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Neuschwanstein in Bavaria
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Mount Eden crater in New Zealand
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Loch Ness in Scotland
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Easter Island in the Polynesian Triangle
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Christo Redemptor in Rio de Janeiro
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Christo Redemptor in Rio de Janeiro
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Tower of Pisa
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Qubbat as-Sakhrah in Jerusalem
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Niagara Falls at the border of Ontario ( Canada ) and New York ( USA )
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Angkor Wat at Cambodia
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


The Burj in Dubai
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Bran Castle in Romania
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Mount Everest on the border of Tibet and Nepal
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Mecca in Saudi Arabia
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Brandenburg Gate in Berlin
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


St Peters at Vatican City
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Mont St Michel in France
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Mount Rushmore in South Dakota
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Victoria Falls between Zambia and Zimbabwe
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


The Grand Canyon in Arizona
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Nevado Mismi in Peru ( source of the Amazon River )
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Auschwitz in Poland
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


The Great Buddha of Kamakura in Tokyo
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Neptune and the Palace of Versailles in France
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Cape of Good Hope in South Africa
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Trevi Fountain in Rome
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Petra in Jordan
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Sagrada Familia in Barcelona
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


North Cape in Norway
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Chichen Itza in Mexico
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Inukshuk in Canada
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

 


Lascaux in France
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالی جون

+ نوشته شده در ۲۲/۳/۱۳۹۰ساعت ۰۲:۱۸ توسط توحید دل آرام دسته : نظر(10)

عجایب 10 گانه طبیعت که تا کنون ندیده اید

 

دنیا پر ازدیدنی های شگفت انگیز است در اینجا شما را با عجایب دهگانه طبیعی که تا کنون از آنان بی اطلاع بودید آشنا می کنیم.

1.    پاموکل (ترکیه)

به زبان ترکی این نام یعنی: قلعه پنبه ای و به آسانی می توان فهمید که چرا چنین نامی به آن اطلاق شده است. همچنین این شگفتي طبیعی قسمتي از سایت شهر  هایراپولیس    Hierapolis (در سوریه) است و در طی قرنها این دو به دلیل نزدیکی یکی شده اند. در واقع برخی از مقبره های قدیمی در قبرستان شهر بخشی از منظره را تشکیل میدهد. این سایت دارای سنگهای تراورتن و چشمه های آب گرم است. سنگهای تراورتن ظاهری متحدالمرکز دارند و با رنگ سفید حریرگونه جلوه ای روحانی خلق کرده اند. چشمه های آب گرم  در دهانه ها دارای رسوبات کربنات کلسیم هستند که موجب تشکیل سازه های خارق العاده با ظاهری ارگانیک شده اند.
 



2.    برج یخي کوه اربس (قطب جنوب)

کوه اربس یکی از فعالترین آتشفشانهای زمین است. این کوه تقریبا 4 کیلومتر بالاتر از سطح زمین است، و بخاطر دریاچه گدازه های مذاب واقع در دهانه آتشفشانی در قله ، میان مجموعه های آتشفشانی مشهور است. بخار داغ آتشفشانی که از ترکها و شکافهای صخره های آتشفشانی بیرون می آید سیستم پیچیده ای از قارهای یخی در اطراف کوه خلق کرده است.

 


3.    آبفشان فلای (نوادا، ایالات متحده)



منظره اين آبفشان طوری به نظر می رسد که گویی از یک سیاره دیگر یا یک فیلم علمی تخیلی به زمین آورده شده است. آبفشان فلای یکی از پدیده های نادر است که در یک زمین شخصی واقع شده است.  در سال 1916 مالکین زمین در جستجوی آب برای حاصلخیز کردن این زمین بیابانی بودند. آنها آب را یافتند و  آن چشمه تا دهه ها جوشان بود. با این وجود مته ای که داخل ستون حفاری بود به ذخیره ای از آب برخورد که منجر به تشکیل چنین آبفشانی شد.

 


4.    صخره های کاشا کاتووه تنت (نیومکزیکو، ایالات متحده)



کاشا کاتووه تنت در نیومکزیکو ، جایی است که در آن صخره های قلمی فرسایش یافته اي وجود دارند كه از گدازه های آتشفشانی طی 6میلیون سال تشکیل شده اند. درحالیکه صخره های تشکیل شده از نظر شکل مشابهند ، به لحاظ ارتفاع متفاوت هستند. اختلاف ارتفاع بین چند فوت تا 90 فوت وجود دارد.




5.    دره ماه (آرژانتین)


دره ماه، دره ای دورافتاده در آرژانتین است. این دره با جرمهاي زمین شناسی میخکوب شده که از فرسایش باد شکل گرفته و سنگهای ایستاده و تخت سنگهایی را موجب شده که مدورند و شبیه گلوله های مرمری هستند. زمین دره که روزی حاصلخیز بوده اکنون خشک است و دارای تعداد زیادی فسیل گیاه و جانور است که زیست شناسان علاقمند به دوره های تاریخی را به خود جلب کرده است.
 


6.    دانکسیا لندفرم (چین)

این پدیده بی نظیر زمین شناسی که معروف به دانکسیا لندفرم است از برخی مناطق در چین قابل رویت است، مانند ژانگی در استان جانسو. دانکسیا که یعنی " ابر سرخ " بخشی از زمین است که از سنگهای ماسه ای قرمز رنگ تشکیل شده که در طی زمان به کوهها و صخره هایی عجیب تبدیل شده اند.
 

 


7.    چشمه سحرآمیز- پارک ملی چاپادا دیامانتینا (برزیل)



چشمه سحرآمیز ،واقع در پارک ملی چاپادا دیامانتینا ، در 400 کیلومتری سالوادر،پایتخت ایالت باهیا قرار د ارد. این چشمه عمق 120فوتی دار د و آب آن آنقدر شفاف است که صخره ها و تنه های درختان قدیمی در کف آن قابل رویت است. هنگامیکه خورشید در سمت راست است نور از یک شکاف وارد میشود و انعکاسی آبی رنگ ایجاد می کند. دسترسی به این دریاچه به دلیل حفاظت محیطی و اکوسیستم نادر و  خاصش بسیار محدود است.
 

 


8.    جنگل سنگی (چین)


جنگل سنگی نمونه زیبایی از توپوگرافی انباشت سنگ آهک است.صخره های آن از سنگ آهک درست شده و توسط آبی که به سطح رخنه کرده شکل داده شده است. این آب همه چیز را در اطراف از میان برده به جز ستونها. این جنگل از دوران سلطنت مینگ  به عنوان اولین شگفتی طبیعی جهان شناخته شد.
 

 


9.    وولینگیان، هونان (چین)



منطقه هونان مملو از مناظر چشمگیر است و وولینگیان باشکوه یکی از بزرگترین جاذبه های آن است. این جاذبه طبیعی از بیش از 3000 لایه انباشتی سنگ آهک تشکیل شده است. در این مکان آبشارهای زیبا و بزرگترین قار آهکی آسیا قرار دارد.
 

 


10.    سالرد  اویونی (بولیوی)
 


 

سالر، یک بیابان نمکی انبوه در میانه آلتیپلانو ،یکی از مناظر تجسمی بولیوی است. این مکان؛ بیابان هموار و وسیعی است که نور خورشید را چنان منکس می کند که با آسمان اثر تقارنی ایجاد میکند. در بیابان چندین دریاچه با رنگهای غیر معمول وجود دارد که علت آن وجود رسوبات معدنی است.

+ نوشته شده در ۱۹/۳/۱۳۹۰ساعت ۰۰:۱۹ توسط توحید دل آرام دسته : نظر(6)

ÿ                    اگر...

 

 

اگردروغ رنگ داشت هرروز شایدده ها رنگین کمان دردهان

 مان نطفه می

 

بست وبی رنگی کمیاب ترین چیزی بود...

 

 

اگرشکستن قلب وغرور صدا داشت عاشقان سکوت شب را

 ویران می کردند...


ÿ                       
اگربه راستی خواستن توانستن بودمحال نبود 

وصال

ÿ                         

ÿ                         

ÿ                         وعاشقان که همیشه خواهانندهمیشه می توانستند

 تنها نباشند.

+ نوشته شده در ۱۶/۳/۱۳۹۰ساعت ۰۰:۴۱ توسط توحید دل آرام دسته : نظر(9)

دوست دارم

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست+ نوشته شده در ۱۵/۳/۱۳۹۰ساعت ۰۴:۴۱ توسط توحید دل آرام دسته : نظر(3)


کوتاه اماجالب

1- Confidence اعتقاد:
اهالی روستایی تصمیم گرفتند که برای نزول باران دعا کنند.
روزی که تمام اهالی برای دعا در محل مقرر جمع شدند،فقط یک پسربچه با چتر آمده بود،این یعنی اعتقاد.


2- Trust اعتماد:
اعتماد را می توان به احساس یک کودک یکساله تشبیه کرد،وقتی که شما آنرا به بالا پرتاب می کنید،او میخندد ..... چراکه یقین دارد که شما او را خواهید گرفت، این یعنی اعتماد.


3- Hope امید:
هر شب ما به رختخواب می رویم بدون اطمینان از اینکه روز بعد زنده از خواب بیدار شویم.ولی شما همیشه برای روز بعد خود برنامه دارید،این یعنی امید.


با اعتقاد،اعتماد و امید زندگی کنید.


+ نوشته شده در ۱۴/۳/۱۳۹۰ساعت ۰۴:۰۴ توسط توحید دل آرام دسته : نظر(7)

فرشته ای که فراموش کرد

 فرشته‌ تصمیمش‌ را گرفته‌ بود. پیش‌ خدا رفت‌ و گفت:

خدایا، می‌خواهم‌ زمین‌ را از نزدیك‌ ببینم. اجازه‌ می‌خواهم‌ و مهلتی‌ كوتاه. دلم‌ بی‌تاب‌ تجربه‌ای‌ زمینی‌ است.


خداوند درخواست‌ فرشته‌ را پذیرفت.فرشته‌ گفت: 

تا بازگردم، بال‌هایم‌ را اینجا می‌سپارم، این‌ بال‌ها در زمین چندان‌ به‌ كار من‌ نمی‌آید.


خداوند بال‌های‌ فرشته‌ را روی‌ پشته‌ای‌ از بال‌های‌ دیگر گذاشت‌ و گفت: 

بال‌هایت‌ را به‌ امانت‌ نگاه‌ می‌دارم، اما بترس‌ كه‌ زمین‌ اسیرت‌ نكند؛ زیرا كه‌ خاك‌ زمینم‌ دامنگیر است.


فرشته‌ گفت: بازمی‌گردم، حتماً‌ بازمی‌گردم.

 این‌ قولی‌ است‌ كه‌ فرشته‌ای‌ به‌ خداوند می‌دهد.


فرشته‌ به‌ زمین‌ آمد و از دیدن‌ آن‌ همه‌ فرشته‌ بی‌بال‌ تعجب‌ كرد. او هر كه‌ را كه‌ می‌دید، به‌ یاد می‌آورد. زیرا او را قبلاً‌ در بهشت‌ دیده‌ بود. اما نفهمید چرااین‌ فرشته‌ها

 برای‌ پس‌ گرفتن‌ بال‌هایشان‌ به‌ بهشت‌ برنمی‌گردند.

روزها گذشت‌ و با گذشت‌ هر روز فرشته‌ چیزی‌ را از یاد برد. و روزی‌ رسید كه‌ فرشته‌ دیگر چیزی‌ از آن‌ گذشته‌ دور و زیبا به‌ یاد نمی‌آورد؛ نه‌ بالش‌ را و نه‌ قولش‌ را.


فرشته‌ فراموش‌ كرد. فرشته‌ در زمین‌ ماند. فرشته‌ هرگز به‌ بهشت‌ برنگشت.

::: کی به یاد خواهیم آورد که از کجا آمده ایم؟؟ شان و منزلتمان تا چه حد بالاست؟ و مقصد خود را چگونه رقم خواهیم زد...

 


+ نوشته شده در ۱۴/۳/۱۳۹۰ساعت ۰۳:۳۹ توسط توحید دل آرام دسته : نظر(1)

نا امیدان

اگر فکر می کنید حقوقتان کم است ...

Khandani (8).jpg

 

اگر فکر می کنید دوستان زیادی ندارید ...

Khandani (2).jpg

 

اگر فکر می کنید درس خواندن سخت است ...

Khandani (3).jpg

 

اگر احساس کردید که دیگر باید تسلیم شوید ...

Khandani (1).jpg

 

اگر فکر می کنید کارتان سخت است ...

Khandani (4).jpg

 

اگر از سیستم حمل و نقل می نالید ...

Khandani (5).jpg

 

اگر فکر می کنید جامعه با شما رفتاری نا عادلانه دارد ...

Khandani (6).jpg

 

از زندگی لذت ببریم همانگونه که هست و همانگونه که پیش می آید

ما از خیلی ها خوشبخت تریم


اگر فکر می کنید حقوقتان کم است ...

Khandani (8).jpg

 

اگر فکر می کنید دوستان زیادی ندارید ...

Khandani (2).jpg

 

اگر فکر می کنید درس خواندن سخت است ...

Khandani (3).jpg

 

اگر احساس کردید که دیگر باید تسلیم شوید ...

Khandani (1).jpg

 

اگر فکر می کنید کارتان سخت است ...

Khandani (4).jpg

 

اگر از سیستم حمل و نقل می نالید ...

Khandani (5).jpg

 

اگر فکر می کنید جامعه با شما رفتاری نا عادلانه دارد ...

Khandani (6).jpg

 

از زندگی لذت ببریم همانگونه که هست و همانگونه که پیش می آید

ما از خیلی ها خوشبخت تریم


اگر فکر می کنید حقوقتان کم است ...

Khandani (8).jpg

 

اگر فکر می کنید دوستان زیادی ندارید ...

Khandani (2).jpg

 

اگر فکر می کنید درس خواندن سخت است ...

Khandani (3).jpg

 

اگر احساس کردید که دیگر باید تسلیم شوید ...

Khandani (1).jpg

 

اگر فکر می کنید کارتان سخت است ...

Khandani (4).jpg

 

اگر از سیستم حمل و نقل می نالید ...

Khandani (5).jpg

 

اگر فکر می کنید جامعه با شما رفتاری نا عادلانه دارد ...

Khandani (6).jpg

 

از زندگی لذت ببریم همانگونه که هست و همانگونه که پیش می آید

ما از خیلی ها خوشبخت تریم



اگر فکر می کنید حقوقتان کم است ...

Khandani (8).jpg

 

اگر فکر می کنید دوستان زیادی ندارید ...

Khandani (2).jpg

 

اگر فکر می کنید درس خواندن سخت است ...

Khandani (3).jpg

 

اگر احساس کردید که دیگر باید تسلیم شوید ...

Khandani (1).jpg

 

اگر فکر می کنید کارتان سخت است ...

Khandani (4).jpg

 

اگر از سیستم حمل و نقل می نالید ...

Khandani (5).jpg

 

اگر فکر می کنید جامعه با شما رفتاری نا عادلانه دارد ...

Khandani (6).jpg

 

از زندگی لذت ببریم همانگونه که هست و همانگونه که پیش می آید

ما از خیلی ها خوشبخت تریم


+ نوشته شده در ۱۴/۳/۱۳۹۰ساعت ۰۳:۲۴ توسط توحید دل آرام دسته : نظر(1)

فقرچیست!!


 

فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛


فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه؛

 


فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما از تاریخ با ارزش کشور خودت خبر نداشته باشی؛

فقر اینه که از حافظ و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی؛

فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی؛

فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه؛

فقر اینه که کلی پول بدی و یک عینک دیور تقلبی بخری اما فلان کتاب معروف رو نمی خری تا فایل پی دی اف ش رو مجانی گیر بیاری؛

فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی؛


فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیون تومانی سوار بشی و قوانین رانندگی رو رعایت نکنی؛


فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری؛

فقر اینه که تولستوی و داستایوفسکی و احمد کسروی برات چیزی بیش از یک اسم نباشند اما تلویزیون خونه ات صبح تا شب روشن باشه؛

فقر اینه که وقتی ازت بپرسن سرگرمی و هابیهای تو چی هستند بعد از یک مکث طولانی بگی موزیک و تلویزیون؛

فقر اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزانی؛

فقر اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی؛


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۱/۳/۱۳۹۰ساعت ۰۲:۰۸ توسط توحید دل آرام دسته : نظر(9)

چه طور ستاره سینمای ایران شدم؟! (+عکس)

ثریا قاسمی

 

ثریا قاسمی

 

ثریا قاسمی سال 1319 در تهران متولد شد. اوایل دهه 1340 با گویندگی رادیو كار حرفه ای خود را شروع كرد و سپس به تئاتر رو آورد. در همان سال ها به دوبله هم پرداخت و در سریال پرهوادار «بالاتر از خطر» صحبت كرد. در نمایش هایی مثل «آنتیگون» و «از پشت

شیشه ها» (ركن الدین خسروی) و «آندورا» (حمید سمندریان) روی صحنه رفت.

 

نیكی كریمی

 

نیکی کریمی

 

نیکی متولد ۱۹ آبان ۱۳۵۰ در تهران با مدرک تحصیلی دیپلم است. او فعالیت هنری را بازی در تئاترهای مدرسه آغاز کرد و پس از پایان تحصیلات اولین بازی سینمایی خود را در ساخته ای از جمشید حیدری با عنوان وسوسه ارئه داد در حالی که فقط 18 سال داشت. اما سال بعد بهروز افخمی از او برای عروس دعوت به عمل در آورد و بازی در این فیلم برگ برنده ای برای حضور جدی و مستمر در سینما. پیشنهادها یکی پس از دیگری از راه رسیدند و کریمی برای یک دهه تنها بازیگر سینمای ایران که حضورش ضامن فروش فیلم ها بود و دراین میان علی رغم چند کار ضعیف مابقی آثارش جملگی آثار با ارزش از کارگردانهای معتبر بودند.

 

مهناز افشار

 

مهناز افشار

 

افشار که تا مقطع دیپلم در رشته تجربی تحصیل کرده است متولد 1356 می‌باشد و مدتها به خاطر شباهت و به خواننده و بازیگر پیش از انقلاب یعنی فایقه آتشین در بورس جنحالهای مطبوعات شایع پرداز قرار داشت.

 

افسانه بایگان

 

افسانه بایگان

 

شروع فعالیت هنری با بازی در فیلم کوتاه بوق در سال 1351است. شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم گمشده (مهدی صباغزاده) در سال 1364 است. با بازی در مجموعه تلویزیونی سربداران (محمدعلی نجفی، 1363) ایفای نقش مقابل دوربین را تجربه کرد و پس از آن بلافاصله به سینما راه یافت. او در دهه شصت پرکارترین بازیگر زن سینما بود.

 

رویا نونهالی

 

رویا نونهالی

 

متولد بیست و چهارم بهمن ۱۳۴۱ در تهران هست. لیسانس رشته نقاشی از دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران گرفته است. شروع فعالیت از سال ۱۳۶۲ با نمایش غم غریب غربت بود.

 

پانته آبهرام

 

پانته آ بهرام

 

در عرصه تئاتر با کسب بیش از پنج جایزه از جشنواره های مفاوت تئاتر، یکی از بهترین‌ها بود. با بازی قدرتمندش در مجموعه تلویزیونی “مسافر” (سیروس مقدم، ۱۳۷۸) به شهرت رسید و بعد از آن فعالیت خود را در عرصه سینما متمرکز کرد. بازی او در فیلم “چهارشنبه سوری” یکی از بهترین‌های کارنامه سینمایی بهرام است.

 

باران كوثری

 

باران کوثری

 

با بازی در فیلمهای مادرش به سینما‌ آمد. و سرانجام در فیلم «زیر پوست شهر» بود که خوش درخشید. باران کوثری سال 1381 را با بازی در فیلمی غیر از ساخته مادرش آغاز کرد: «رقص در غبار». بازی او در «خوابگاه دختران» فراتر از حد تصور است.باران کوثری سرانجام یکی از درخشان‌ترین بازیهایش ارائه کرد و موفق شد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن جشنواره بیست و پنجم را بی چون و چرا از آن خود کند: «خون بازی».

 

نیوشا ضیغمی

 

نیوشا ضیغمی

 

دوره بازیگری كانون سینما گران جوان با سریال در چشم باد مسعود جعفری جوازانی در سال 1382 کار حرفه ای را آغاز کرد. یک سال بعد با بازی در فیلمتر دست محمد علی سجادی و کار با این کارگردان با تجربه به او بازیگری را بیشتر آموخت تا این باعث شد که محمد علی سجادی نام اورا در کنار بازیگرهای مورد علاقه اش قرار دهد. بعد از تجربه تردست محمدعلی سجادی او را برای بازی در فیلم شوریده در اواخر سال 1383 انتخاب کرد. نیوشا ضیغمی با بازی در فیلم شوریده گامی بزرگ در سینما برداشت و با حضور در جشنواره 24 فیلم فجر باعث شد نامزد دریافت تندیس بهترین بازیگر نقش اول زن شود و با هدیه تهرانی رقابت کند. که خودش گوشه ایی از موفقیتش را بازی در فیلم شوریده و همکاری‌اش با محمدعلی سجادی می‌داند.

 

لادن طباطبایی

 

 

وی ابتدا با گرایش نمایش عروسكی به تحصیل پرداخت كه حاصل آن چند تجربه عروسك گردانی، نمایشنامه نویسی عروسكی و كارگردانی دو نمایش (مهمانهای ناخوانده، به شیوه زنده) و (جوجه طلایی، عروسكی) بود. سپس با تغییر گرایش به رشته بازیگری فعالیت خود را در این زمینه متمركز كرد. در بهمن ماه 1373 با ارایه پایان نامه نظری و عملی از دانشكده فارغ التحصیل شد. پایان نامه نظری وی تحت عنوان «بازیگر و اشیا» به بررسی ارتباط بازیگر و اشیا از دیر باز تاكنون می‌پردازد و ضمن نگاهی به دیدگاههای پیشینیان به نقش و حضور اشیا در حیطه نمایش و زندگی، كاركرد اشیا را در جریان نزدیكی به نقش بررسی می‌كند.

 

آناهیتا همتی

 

 

با بازی در نقش کوتاهی در فیلم «هیوا» فعالیت سینمایی خود را آغاز کرد. بازی او در مجموعه تلویزیونی پر طرفدار «مسافر» شاید یکی از نقاط درخشان بازیگری او می‌باشد. در سال 1372 با نمایش تنبورنوازان (هادی مرزبان) بازی در تئاتر را آغاز کرد و در سال 1374 با بازی در مجموعه تلویزیونی دبیرستان خضراء (اکبر خواجویی) شناخته شد. او تا به امروز در مجموعه های بسیاری بازی کرده است. آناهیتا همتی بازی در سینما را در سال 1375 و با فیلم به نمایش درنیامده افسانه پوپک طلایی (خسرو شجاعی) آغاز کرد و اولین فیلمی که از او بر پرده سینماها به نمایش درآمد در سال 1378 و با نام عشق کافی نیست (مهدی صباغزاده) بود. آناهیتا همتی هیچگاه ندرخشید. هیچگاه آنطور که باید دیده نشد، اما حضور فعالش در تلویزیون و بازیهای روان و راحت او باعث شده تا همچنان پرکارترین بازیگر تلویزیونی باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۱/۳/۱۳۹۰ساعت ۰۱:۲۹ توسط توحید دل آرام دسته : نظر(1)